سيد على اكبر برقعى قمى
306
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
و همنشين خالد قسرى و قسمتى از سخنان و خطب او را ياقوت در معجم الأدباء آورده است . و از سخنان حكيمانهء اوست : « ان اولى الناس بالعفو اقدرهم على العقوبة و انقص الناس عقلا من ظلم من هو دونه ؛ يعنى سزاوارترين مردم به گذشت كسى است كه از همه بر عقوبت كردن تواناتر باشد و كمخردترين مردم كسى است كه به زيردست خود ستم روا دارد » . و باآنهمه فضل و ادب ، وى را يكى از بخيلان عرب شمرند و در اين خصوص داستانها دارد و در سال 135 درگذشت . و ابو الفضل نصر بن مزاحم منقرى كوفى در شمار مورّخان شيعه و مصنّف كتاب الغارات و كتاب الجمل و كتاب صفّين و كتاب مقتل الحسين و كتاب مقتل حجر بن عدى و غير اينها و متوفّى 212 . منقّى : بر وزن معمّى ( معمّا ) نام نياى علىّ ابن خليفة بن علىّ نحوى موصلى است معروف به ابن منقّى در شمار اديبان و فاضلان و نحويان و صاحب كتاب المعونة در نحو و بيشتر مردم شهرش علوم ادبيّه را از او آموختند و با آنكه مردى زهدپيشه و پارسا بود از تندگويى بىنصيب نبود . جمال الدّين اصفهانى وزير او را مورد مؤاخذه قرار داد كه چرا نزد او نمىرود ابن منقّى آهنگ منزل وزير كرد امّا دربان بدون آنكه او را بشناسد از درون شدن او منع كرد ابن منقّى گفت : انّى اتيتك زائرا و مسلما * كيما اقوم ببعض حقّ الواجب فإذا ببابك حاجب متبظرم * فعمود دارك فى حرام الحاجب و لئن رايتك راضيا بفعاله * فجميع ذلك فى حرام الصاحب و در سال 562 درگذشت . منكدر : بر وزن منكسر نام منكدر بن محمّد بن منكدر مدنى قرشى است از محدّثان اماميّه و متوفّاى 182 . منلا : بر وزن تنها نام نياى شهاب الدّين احمد ابن محمّد بن علىّ حصكفى حلبى شافعى است معروف به ابن منلا از اعلام اديبان و محقّقان و معاصر شيخ بهائى و صاحب كتابى در شرح كتاب مغنى اللبيب ابن هشام به نام منتهى امل الأديب من الكلام على مغنى اللبيب و اين كتاب مبسوطترين و جامعترين شروحى است كه بر آن نوشته شده است و كتاب طالبة الوصال من مقام ذلك الغزال و اين كتاب را به سبك عبرة الكئيب و عشرة اللبيب صلاح الدّين صفدى تأليف كرد و كتاب شكوى الدمع المهراق من سهم العراق و كتاب عقود الجمان فى وصف نبذة من الغلمان و در سال 1003 درگذشت . منمّس : بر وزن محدّث به معنى سخنچين و حيلتگر لقب ابو الحسن علىّ بن حسان قصير واسطى است در شمار محدّثان اماميّه و لقب منمّس به معنى مذكور موجب قدح راوى نيست زيرا در لقب شرط نيست كه صاحب لقب متّصف به آن باشد چنانكه علّامهء مجلسى اوّل گفته است و فاضل مامقانى آن را به معنى مختفى و مستتر دانسته است در اين صورت تشديد بايد روى نون باشد نه ميم بر وزن مدّثر از باب افعلال زيرا باب تفعّل آن به معنى اختفا و استتار نيامده است . منوچهرى : منسوب است به منوچهر بن قابوس بن وشمگير پنجمين حكمران آل زيار و آن تخلّص ابو النجم احمد بن قوس بن احمد دامغانى است در طبقهء اوّل از شعراى ستايشگر